تبليغاتX
سیمرغ

دوشنبه 11 آبان1388

سلاممممممممممم بعد مدتها که دنبال یه کتاب میگشتم تا دلی از از گشنگی مغزی در بیارم و به قولی حالی کنیم   بالا خره یه دونه کتاب پیداکردم که سرش به تنش می ارزه درسته فعلا ۲ فصلشو خوندم ولی تو این ۲ فصل کلی سوال با کلی فکرووووو تعجبات فراوان برام پیش اومددددد من که کتابو نمیشناختم یه  سری به برو بچز وبلاگ نویس زدمو اسم کتابو دیدم اسمش بود دنیای سوفی.........

اون بنده خدا دنبال کتاب میگشت ولی پیداش نکرد  فکر کنم هنوز دنبالشه ! منم شانسی رفتم تو کتاب فروشی برای دیدن کتاباش شانسی کتابو دیدم خلاصههههههههه ...خلاصه پشت کتابو خوندم حسابی مجذوبش شدممم با اینکه تو کیف پولم ...پول نداشتم ولی از کارتم استفاده کردمو خریدمش میگن ی شانس یه بار در خونه آدمو میزنه راست میگن  گفتیم بخریم تا کسی این یه جلدو  نبرده و دستمون تو ژوست گردو بمونه خدارو شکر که یه کتاب خوب و خوندنی پیدا کردم  

 و این بود  خریدن کتاب ای یار مهربان (دنیای سوفی)....... شاید بعدا یه چیزایی از داستان بنویسم البته اگر بخواید اینم نویسندشو. + طرح روی جلدشحاجاقای گردر

        



نوشته شده توسط سیمرغ در 1:2 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 17 مهر1388

نوشته شده توسط سیمرغ در 9:49 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 13 مهر1388

سلام این نظر از یه فلسفه دانه میدونید چیگفته پس بخونید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

 

به نظر من تو اين مملكت تا زماني كه منتقدها جاي انتقاد و دادن راه حل فقط غر ميزنن و بيرون گود ميگن لنگش كن هيچي درست نميشه**

نوشته شده توسط سیمرغ در 11:36 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 2 شهریور1388

به نام خدای خوب و مهربون

                                       

سلام  خب وقتشه همیشه میگن همیشه شعبون یه دفشم رمضون آره دیگه رمضان آمد ماهی که دعاها براورده میشه برای ترک کردن گناه ها بهترین ماهه  برای به معبود رسیدن یعنی نزدیکتر شدن بهترینه  اومد اون ماهی که حداقل من منتضرش بودم تا بیادو تا شروع به ترک  کنم (منظورم گناه فکر بد نکن) ولی چه زود ۴ روز ازش گذشت واقعا زمان زود میگذره  چشم گذاشتیم رو هم دانشگاه تمام شدو یکسال از قاب مدرک کارشناسی گذشت چه زود سنمون از لبه ۲۴ سالگی گذشتو شمارش معکوس۲۵رو به صدا درمیاره چه چه زود به دنبال کار میگردیمو آنچه که بدست میاری حتی فکرشم نمیتونی بکنی ولی خب به عنوان کارو یه درآمد میشه روش حساب کرد ....اوستا کریمو شکر. ممکن بود اینم نباشه...  بله ربع قرن از عمرمون گذشت...  چه زود گذشت چشم روهم بزاریم به ۳۰ میرسیمو بعدش  جوونی به میانسالی نزدیک میشه وای خدا  تنها خواسته من ازتو اینه که هیچوقت تنهامون نذاری عاقبت بخیر بشیم هم در دنیا وهم در آخرت ......عاشقت باشیم  و دوستت بداریم الهی آمین

نوشته شده توسط سیمرغ در 10:46 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 25 مرداد1388

یه چیز تو این مملکت نیست او چیه

به نام خدا

سلام  این یک واقعیته از دنیای ما به نظر شما اینطور نیست به نظرم یه چیز تو این مملکت نیست او چیه خدا میدونه ولی مهم نیست امام زمان بیاد میفهمیم چی بوده؟!!؟ بچه ها؟ 

امروز یکشنبه ساعت حدود ۱۱: خب  اختلاف حساب ۱۷۰۰۰ تومن میشه  میبرید؟

خریدار:آره اگه لطف کنید کمتر حساب کنید یکم بیشتر تخفیف بدید!

فروشنده :چشم!!!!!!........ شما ۱۴۰۰۰ بدید !

ـــ ممنون     

ـــ فاکتورشو بنویسم ؟

ـــ بله لطف کنید (پولو میشماره میذاره سره میز و ناخداگاه  آه میکشه و میگه)

قدرت خرید مردم روز بروز کم میشه  نمیدونیم چطور شبو بروز برسونیم !

ــآره قدرت کمتر شده اونم  ما که تو بازاریم برامون ملموستره اصلا خبری از مشتری نیست مردم میان میفروشند تا یه پولی گیرشون بیاد یا برن مسافرت یا غذا بخرند بعضی هم میفروشند تا بتونن کرایه خونشونو بدن دلیلشم  تورمه!! اومدن حقوقارو زیاد کردن پول تو دست مردم زیاد شد بجای  ارزشزا بشه رفت تو مصرف اونوقتم تقاضا زیاد تولید کم نتیجش گرونی میشه مردمم نمیتونن بخرن!!!!!!!!

ـــ یعنی  این مدیرا نمیفهمند متوجه این چیزا هستند؟

ـــ  ای بابا تو این مملکت  مدیر پیدا نمیشه اگه مدیر بود  وضعمون اینطوری نبود هرکی بفکر جیبشه  اگه هم نباشه با یه گل بهار نمیشه ! ما یه دوست داشتیم میگفت مدیر باید کل نگر باشه نه جز نگر مثلا جز نگریش زیاد کردن حقوقاست کل نگریش آخرت عاقبت این کاره!

ــــ خدا کمک کنه بازم خدارو شکر آقا خیلی ممنون دست شما درد نکنه!

ـــ خواهش میکنم موفق باشی

ــــــــــ خداحافظ                 ـــــــــــــ خداحافظ

 

خوب بچه ها بنظر شما چی تو این مملکت کمه چی زیاد!!

بنظر من تو این مملکت اگه پاسخگوی باشه همچی سرجاش نباشه سر جاش میاد لازم میشه که بیاد

مگه نه ؟؟؟؟ نظرتونو بزارین چه درست چه غلط بزارین  اگه یه روز   رییس سازمان ملل شدیم اجراشون کنیم

            

                                                       

نوشته شده توسط سیمرغ در 1:41 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 13 مرداد1388

به نام خدا

سلام بچه ها  مطلب یکی از وبلاگ نویسان محترمه رو درمورد متور میخوندم به سرم زد که یه چنتای عکس سرچ کنم اینم فرهنگ متور سواری تو ایران 

حالا چرا تو ژیاده رو خدا عالمه فکر کنم جاش تو خیابون نبوده اموده تو پیاده رو!!!!!!!!!!

به نظرتون کدومشون میرونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

با پریستیژ ترین عکس اینه  محترمانه و فرهنگی

بابا ایول هنوز ۲نفری جا داره اگه گفتی کجا؟؟؟

ایول  !!!!!!! ما تو مدیریت یه چیزی بنام اثر بخشی داریم اینجا هم از وقت هم از وسیله هم از فرصت استفاده کرده استفاده بهینه !!!! یعنی شعار تغیر الگوی مصرف

موفق و پیروز باشید بچه ها

 

نوشته شده توسط سیمرغ در 7:0 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 18 تیر1388

تبعیض

به نام خدا

سلام اونجا آبو هوا چطوره برفیه یا آفتابی  نکنه گردوخاکه آره دیگه !!!! چندین باره ما گردوخاکارو میخوریم هیچکی یادش نبوده هوای گردوخاکی هم داریم  میدونی یعنی چی !!!؟؟؟؟ !!!! آقا تبعیض!!! تبعیض!!! بازم تبعیض!!! استانایی که من حداقل یادم طی سال چندینو چند بار با هوای گردوخاکی مواجه شدند  مثل خوزستان ایلام و... تو این مملکت یکی صداش در نیومد یکی  آخ نگفت.... شبکه خبر در باره این پدیده سمینار  یا جلسه با کارشناسی نگذاشت چه برسه به شبکه های دیگه  فکر میکردند تو بهشتیم  آقای دکترم توفکر نبود ...مشاورشم نبود...همون که رئیس سازمان محیط زیسته... چه کنیم دیگه.... آره ما هم مثله آفریقا درسته ثروتمندیم کل بودجه کشورو ما پولشو جور میکنیم ولی مارو اینطوری نگاه نکنید کل پول ما صرف این تهرانیا میشه  کل کلش بدون هیچ تعارفی چندین سال میخان تو شوشتر یه پل بزنند  موقعی که ما دانشگاه قبول شدیم هنوز داشتند ورمیرفتند میزدند ...وقتی فارغ التحصیل شدیم باز داشتن ورمیرفتند   هنوز که ۲ ساله درسمون تموم شده میبینم هنوز دارن ور میرن بهش بعد حداقل ۱۰سال هنوز پل فکستنی تموم نشده که هیچ هنوز اول راهه حالا این گردوغبار رسیده تهران کل مملکت تعطیل شده   تا گردو خاک اینجا بود آب از آب تکون نخورد حالاکه رفته تو تهران تعطیل میکنند ماسک مجانی میدن اکسیجنننن میدنغبارما تموم شده حالا یادشون امده ااا شهرای دیگه هم اینجوری بودن خانم رفته عراق  تفاهم نامه امضا کنن ای کوفت چقدر مسخرست نهههههههههه!!!!!!!ببین تبعض چقدره خون تهرانیای از ما خوزستانیا رنگین تره ااا کوفتتون بشه این همه پولی که از نفت ما ورمیدارید وقتی بفکر ما نیستید جیز بگیرید البته اونای که بفکر دیگران نیستند بلانسبت آدما!!! همه شهرستانیا گوش کنند این بلایه که دیر یازود سر شماها هم میاد  اگر هرجای که غیر تهران زندگی میکنید کلاتون پس معرکست !! اونوقت میگن چرا تهران این همه مهاجر داره چرا جمعیت زیاده چرا ؟ بیان کنفرانس بزاریم ؟ بیایم سمینار بزاریم جمع کنید اینارو این همه مسئله سادرو برای چی پیچ میدید هااااا؟؟؟؟؟ اسم خودشونم گذاشتن مدیر

نوشته شده توسط سیمرغ در 0:31 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 11 تیر1388

دنایای مارو باش دنیای تو چطوریه؟

بنام خدا

دنیای ماروباش مال تو چهرنگیه

سلام میخام یکم تازه شم  میگی یعنی چی؟خودمم نمیدونم ولی نو بشم تازه بشم بلکه ... ولکن داششششششششش   گفتیم بیایم تونت یه خورده اطلاعات جمع کنیم  بگردم درمورد لیبرال در مورد لیبرال دموکرات  یه خورده درمورد شخصیتا بدونم یه خورده درمورد  خبرای که تو دنیا میشه چه کنیم دیگه تو فکر اینیم که یه خورده مهارت ببرا خودمون جمع کنیم یه خورده خودمونو برا خودمون مهم کنیم اینطوری همه برامون مهم میشن میگی نهههههه امتحان کن یه خورده روانشناسی نگاه کن میگیری چیمیگم خلاصه ...... ما که خدارو شکر سیکلمونو گرفتیم  کارت سربازیو هم چند ماهیه دستمون رسیده حالا چند ماهی دنبال کار میگردیم بابا هست ولی گیر ما نمیاد همش چندین سال تجربه میخان عیب نره ه ه  توکل به اُساکریم دل همه پارتیو پارتیبازا بسووووووووزه اونی که تو فکره (اساکریمو میگم) رزقو روزی دستشه(بازم اساکریمو میگم ) مارو دوست داره (بابا اااااا اسارو میگ دیگه) دست ماروهم بند میکنه نگران چی هستی دیگه بعدشم دیریدیدیدی دیدیردیدیدیدی .... (فکر خوب نکن)منظور پول جمع کردنهاین اوضاع گرونی کی میره دنبال دیدیریدیدی.... خوب دیگه بریم دنبال کتابو درس تا شاید تو امتحانای این استخدامیا قبول شیم چه گیری کردیم   من یه بررسی کردم تنها جایی که امتحان پذیرش یا بقولی کنکور نمیخان برای مردنه جان اوونامیترسم نوبت ما که رسید موقعی که خواستیم روجوکنیم به اسا کریم بگن باید امتحانورودی بدید      خوب دیگه زیاد حرف زدم فعلا خدا حافظ و نگهدارتون برو بچز راستی رنگ دنیای من من دنبال سبزشم هنوز گیرم نیومده ولی گیر میارم

  

 

 

نوشته شده توسط سیمرغ در 4:54 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1 تیر1388

ارزش ضد ارزش

به نام خدا 

تو این بازار انتخابات مثل همه بازارا وقتی به دنبال جنسی میگشتی که نیاز خودت و مملکتتو برآورده کنه وزیر بار زور هم  نره یه خورده سخت بود ... پر از تبلیغات گاهی مثل بازارهای روز گاهی بدترین جنس بعنوان بهترین جنس نمایشمیدادن البته اونای که میدونستند دنبال چی بگردند و یکسری ارزش یا یکسری هدف براشون مهم بود و بدنبال برنامه های کاندیدا برای اهداف خاص مملکتیشون بودن میفهمیدن که چی یا کی رو انتخاب کنند  بهر حال رفتندو رای دادند تموم شد ... حالا بعضی ها متوجه میشن  جنسیرو که پسند کردن خوب بوده یا نه... میفهمند آیا بقولی کلاه رفت سرشون یا نه  مثل همه کالا هایی که در بازار میخریم بعد خریدن متوجه خوبی یا بدی اون میشیم و  بدنبال پس دادن جنسمون راه میافتیم یا اینکه دیگه نزاریم کلاه بره سرمون  به موسوی رای دادی یاوبلاگ  احمدی نژاد یا شایدهم به سردار جنگ رضایی یا شیخ اصلاحات کروبی  یا اصلا رای ندادی یا سفید انداختی مهم اینه اونای که رایشون افتخار میکنن خوب مرحبا اونای که احساس بدی دارن نباید بزارن برای دوره بعد این احساس بهشون چیره بشه یخورده فکر بیشتر بکنن اونای که رای ندادن به پیشنهاد من باید رای بدن چون مملکت ما نیاز به اجنبی نداره... اگه سیستم مورد پذیرش نیست ولی بدنبال اصلاحات میگردن(الته نه حزب اصلاحات) باید رای بدید چون کشورای مثل اینگلند که خودشونو کشور دوموکراتیک میدونن بعد ۱۵۰ سال به اینجا  رسیدن البته بلا نسبت دموکراسی که اونا بخان برای ما انجام بدن البته بهترین رای راییه که ما با انتخاب خودمون برای مملکت و آیندگانمون انجام میدیم نه به پیشنهاد یکسری اجنبی ازخدا بیخبر و ..... ولی خوب تمومه ایران دیگه منتظر یاوه گویی اونا نیست یعنی نباید باشهما نباید بزاریم

نوشته شده توسط سیمرغ در 11:55 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 25 خرداد1388

پیام دوستان

به نام خدا

نویسنده این پیام بنام موعود رحمت هست پیام زیبایه گذاشتم تا شما هم یه نگاهی بهش بندازید

کلاف سیایت در تنگنای زمان گم شد. مناظره ها تن سکوت را خراش داد و ملت در آسفالت وسط خیابان عکس خودشان را دیدند. عکسی که خراشیده شده بود...


سلطان راه انتظار. مراقب باش که از پدر مهربانت غافل نشوی.

در قله قلبت بذر عشق بکار اما به یاد مهربانی بهترین دوست عالم نیز باش.

او به یاد توست. شرط انصاف نیست که تمام فکر و ذهنت زمینی شود. قدری به اوج فکر کن. به ملکوت به بالابالاترها. دهانت را پر از آواز باران کن و به یاد غربت
امام عصر(ع) بیفت. با تمام بغضت فریاد بزن. بغضی که با آن سالهای سخت انتظار را پشت سر گذاشتی. و فقط دعا کن که زودتر بیاید.


با قطرات اشكي مالامال از انتظار سلام!
بيا مهدي كه دلهامان دگر تاب و تحمل را زِ كف داده است.
بيا جان را فداكردن، براي يك نگاه تو. بيا مهدي.

 

نوشته شده توسط سیمرغ در 10:40 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •