یکشنبه 22 دی1387
با مشکلات چگونه برخورد می کنید؟؟؟
به نام خدا![]()
منبع: http://moji47.blogfa.com
سوالات زير از چهار سؤال تشكيل شده كه به شما خواهد گفت آيا براي اين كه يك مدير حرفهاي باشيد، شايستگي لازم را داريد يا نه؟
سؤالها مشكل نيستند. در مورد هر سؤال اول سعي كنيد خودتان پاسخ بدهيد و بعد پاسخ را بخوانيد تا ببينيد درست جواب دادهايد يا خير.
.
.
.
.
1-از شما خواسته شده يك زرافه را در يخچال قرار دهيد. چطور اين كار را انجام ميدهيد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ: درب يخچال را باز ميكنيم. زرافه را داخل يخچال ميگذاريم و سپس درب آن را ميبنديم. هدف از اين سؤال اين است كه مشخص شود آيا شما از آن دسته افرادي هستيد كه تمايل دارند مسائل ساده را خيلي پيچيده ببينند يا خير!
.
.
2-حال از شما خواسته شده يك فيل را در يخچال قرار دهيد. چه ميكنيد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ: آيا پاسخ شما اين است كه درب يخچال را باز ميكنيم و فيل را در يخچال ميگذاريم و درب آن را ميبنديم؟
نه! اين درست نيست!
پاسخ صحيح اين است كه درب يخچال را باز ميكنيم. زرافه را از يخچال خارج ميكنيم. فيل را در يخچال ميگذاريم و درب آن را ميبنديم. اين سؤال براي اين است كه مشخص شود آيا شما به نتايج كار هاي قبلي خود و تأثير آن برتصميم گيريهاي بعديتان فكر ميكنيد يا خير.
.
.
3-شيرشاه يك كنفرانس براي حيوانات جنگل ترتيب داده است كه به جز يك حيوان، همگي حيوانات در آن حضور دارند. آن يك حيوان غايب كيست؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ: يادتان رفته كه فيل الان در يخچال است؟ پس حيوان غايب اين جلسه بايد فيل باشد! هدف از اين سؤال اين است كه حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجيده شود.
اگر تا اين جا به سؤالات پاسخ درست ندادهايد نگران نباشيد، هنوز يك سؤال ديگر مانده است.
.
.
4-بايد از يك رودخانه عبور كنيد كه محل سكونت كروكوديل هاست. شما قايق نداريد. چه ميكنيد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ: خيلي ساده است! به داخل رودخانه پريده و با شنا كردن از آن عبور مي كنيد.
كروكوديلها؟ آنها الان در جلسهاي هستند كه شيرشاه ترتيب داده! هدف از اين سؤال اين است كه مشخص شود آيا از اشتباههاي قبلي خود درس ميگيريد كه دوباره آن ها را تكرار نكنيد يا خير.
جمعه 20 دی1387
مقدمه ای بر بازار
به نام خدا![]()
وظایف مدیریت بازاریابی:
مدیریت بازاریابیمدیریت تقاظاست.
سازمان سطح مطلوبی از معاملات یا بازارها را در نظر میگیرد که در هر مقطع زمانی ممکن است سطح تقاظای واقعی پایین تر یا بالاتر از این سطح مطلوب یا مساوی با آن باشد.
تقاظای منفی: افراد نسبت به محصول و خدمات تمایلی ندارند در اینجا وظیفه مدیریت بازاریابی تقاضارا از حالت منفی به حالت مثبت دربیاورد. این وظیفه را بازاریابی تبدیلی مینامند.او میبایست به شناخت علل و دلایل مقاومت بازار در برابر محصولات و خدمات سازمان و رفع آنها بپردازد.این عوامل میتوانند:ارزشها،احساسات ،هزینه و….
نبودن تقاظا: تقاظایی وجود ندارد و مردم نسبت به آنها بی اعتنا و بی توجهند. وظیفه مدیر بازاریابی دراین مواقع ایجاد تقاظا است و به این وظیفه بازاریابی ترغیبی می نامند.
تقاظای پنهان: افراد نیاز شدید مشترکی به محصولات یا خدمات دارند که اکنون وجود ندارد وظیفه مدیر بازاریابی پرورش تقاظاست و به این نوع بازاریابی پرورشی میگویند.
تقاضای تنزلی: زمانی که تقاظا رو به کاهش میرود وظیفه بازاریاب احیا و تجدید تقاظا است که به بازاریابی احیایی معروف است.
تقاظای فصلی(نامنظم): بدین منظور که در فصلهای متفاوتی از سال دارای تقاظا می باشد. وظیفه بازاریاب تعدیل تقاظاست و به بازاریابی تعدیلی معروف است.
تقاظای کامل: زمانی که تقاظا در حد مطلوبی است بازاریاب بایستی از این بازار محافظت کند.وظیفه بازاریاب حفظ تقاظا است و به بازاریابی محافظتی معروف است.
تقاظای بیش ازحد: سطح تقاظا بیش از حد معمول است که در اینجا بایستی میزان تقاضا را کاهش داد که به بازاریابی تضعیفی معروف است.
تقاظای ناسالم: تقاظای آنها برای رفاه مصرف کننده و رفاه عمومی و عرضه کننده مضر است. وظیفه بازاریاب مقابله با آن یا عدم فروش است.

سه شنبه 10 دی1387
زیبایی شناختی شما چقدره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نام خدا
سلام این ایمیلی است که خانم مونا کربلایی برای ما فرستاده بسیار جالب و خواندنی است بخون ضرر نمیکنی

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدمهایش کاست و چند ثانیهای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
یک دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بیآنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسهاش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،
کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه سالهای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلونزن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.
در طول مدت ۴۵ دقیقهای که ویلونزن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بیآنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلونزن شد. وقتیکه ویلونزن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.
هیچکس نمیدانست که این ویلونزن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازندهی یکی از پیچیدهترین قطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، میباشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامهای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیشفروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.
این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتنپست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت های مردم بود.
نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نامناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظهای برای قدردانی از آن توقف میکنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟
یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظهای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟
به نقل وترجمه از:
Effective club
دوشنبه 9 دی1387
محرم
به نام خدا![]()

امام رضا (عليه السلام):
إنَّ المُحَرَّمَ شَهرٌ كانَ أهْلُ الجاهِلِيَّةِ يُحَرِّمُونَ فِيهِ القِتالَ، فَاسْتُحِلَّت فِيهِ دِماؤُنا، وَهُتِكَتْ فِيهِ حُرْمَتُنا، وَسُبِيَ فِيهِ ذَرارِينا وَنِساؤُنا.
محرّم ماهی است كه [حتّی] مردم زمان جاهليّت جنگ را در آن حرام میدانستند، [امّا] در آن ماه خون ما را حلال شمردند، حرمت ما را پايمال و فرزندان و زنان ما را اسير كردند.
پنجشنبه 5 دی1387
کو گوش شنوا
به نام او که نامش هستی بخش خلق است ![]()

اول خدای را باید شناخت ، که اوست دهنده ی بی منّت و اگر همه بستانند او بدهد و چون او بدهد کسی نتواند بستاند ، اورا نگاهدار تا تو را نگاهدارد؛ منّت بدار و منّت مَنِه ، بی منّت رابه خود راه مده، نان با هرکس مخور و نان به هرکس بده. دل پاک دار تا به مراد برسی و با مردم فرومایه منشین، بدترین عیب بسیار گفتن را دان ، بیاموز و بیاموزان ، علم اگرچه دور باشد بطلب .
از اوخواه که دارد و می خواهد که بخواهی، از او مخواه که ندارد و می ترسد که از او بخواهی.


پنجشنبه 5 دی1387
مقدمه ای بر بازار
مبادله: بشر دارای نیازها و خواسته هایی است و خدماتی هستند که به این نیازها پاسخ میدهند. بازاریابی زمانی آغاز میشود که فرد تصمیم بگیرد نیازهایش را از طریقی خاص که آنرا مبادله مینامیم ارضا کند.
فرد از 4 طریق با نیازها پاسخ میدهد:
- خود تولیدی: فرد گرسنه است و برای پاسخ به گرسنگی به شکار میرود.
- استعانت از دیگران: فرد گرسنهاز فرد دیگر کمک میگیرد.
- اعمال زور:فرد گرسنه از طریق زور یا دزدی به نیازش پاسخ میدهد.
- مبادله: فرد گرسنه به فرد دیگکری که غذا دارد مراجعه و منبعی را برای مبادله با غذا پیشنهاد می کند حال این منبع ممکن است پول ، محصول یا خدمتی باشدعمل مبادله آزاد به طور طبیعی باعث افزایش ارزش محسوس برای هردوطرف می شود.
بازار: محلی برای مبادلات بلقوه؛ بازاریابی تلاش در جهت از قوه به فعل درآوردن مبادلات برای ارضای نیازها و خواسته های بشر است.

ابعاد گوناگون مارکتینگ:
- بازارگرایی: گرایش با بازار و نیازهای مشتریان
- بازارشناسی: گردآوری ، ضبط و ثبت اطلاعات مربوط به همه اجزای تشکیل دهنده نظام بازار
- بازاریابی: یافتن مناسبترین بازار
- بازارسازی: افزایش و حفظ سهم بازار یعنی نفوذ در بازار و معرفی و شناساندن سازمان و خدماتش
- بازارگردی: ویترین گردی جهانی یا بازارگردی ، آگاهی از طریق حضور در صحنه
- بازارسنجی: اندازه گیری عملکردها فیافتن انحرافها و تشخیص فاصله ها
- بازارداری : حفظ مشتری کنونی و ترغیب آنان به خرید بیشتر و تداوم خرید از طریق ایجاد رضایت بقولی مشتری تنها محصول و خدمات نمی خرد، بلکه منافع، ارزش، احترام و عوامل دیگری را نیز طالب است که باید برآورده شود.
- بازارگرمی: بازاریاب را میتوان در بازارگردانی خلاصه کرد یعنی مدیریت بازارکه شامل برنامه ریزی ،اجرا و کنترل امور گوناگون بازار و ابعا مختلف بازاریابی است.
بازارگردانی یعنی انجم فعالیتهای نظام مند و دائم بازار گرایی، بازارشناسی، بازاریابی، بازارشناسی، بازاریابی، بازارسازی، بازارگرمی، بازارگردی، بازارسنجی و بازارداری.

