تبليغاتX
سیمرغ

دوشنبه 25 خرداد1388

پیام دوستان

به نام خدا

نویسنده این پیام بنام موعود رحمت هست پیام زیبایه گذاشتم تا شما هم یه نگاهی بهش بندازید

کلاف سیایت در تنگنای زمان گم شد. مناظره ها تن سکوت را خراش داد و ملت در آسفالت وسط خیابان عکس خودشان را دیدند. عکسی که خراشیده شده بود...


سلطان راه انتظار. مراقب باش که از پدر مهربانت غافل نشوی.

در قله قلبت بذر عشق بکار اما به یاد مهربانی بهترین دوست عالم نیز باش.

او به یاد توست. شرط انصاف نیست که تمام فکر و ذهنت زمینی شود. قدری به اوج فکر کن. به ملکوت به بالابالاترها. دهانت را پر از آواز باران کن و به یاد غربت
امام عصر(ع) بیفت. با تمام بغضت فریاد بزن. بغضی که با آن سالهای سخت انتظار را پشت سر گذاشتی. و فقط دعا کن که زودتر بیاید.


با قطرات اشكي مالامال از انتظار سلام!
بيا مهدي كه دلهامان دگر تاب و تحمل را زِ كف داده است.
بيا جان را فداكردن، براي يك نگاه تو. بيا مهدي.

 

نوشته شده توسط سیمرغ در 10:40 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 21 خرداد1388

به نام خدا

یه سوال آقای موسوی... برای فرهنگی که بارها مورد تبلیغات ریاست جمهوری بوده ....... شما بعنوان رییس فرهنگسرا چه کارهایی برای ترمیم فرهنگ برای برگرداندن فرهنگ ایرانی چه کرده اید برای فرهنگ ایران؟؟؟؟؟  چه کار درخشانی کرده اید لطفا بگویید؟

نوشته شده توسط سیمرغ در 0:38 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 18 خرداد1388

بحث مناظره

بنام خدای خوب من  و سلام

بحث مناظره و انتخاباته میخام بگم من تا حالا اینقدر بقولی دزد ندیدم فکر میکردم شایعه هست ولی انگار واقعییته  خوب حالا آقای کروبی هم شورشو در آورده  میخواد کرباسچی رو بذاره معاون اول یعنی بعد ریاست جمهوری این آقای کرباسچی هست که به فکر مردمه آخههههههه میخاد تصمیم بگیره کار ایجاد کنه ٬ تصمیم بگیره کارخونه ایجاد کنه ٬ تصمیم بگیره سیاست گذاری کنه.... البته  شاید برای جیب آینده خودش البته اگر همونجا به فکر جیبش نباشه ...نمیدونم میگن شرکت الکتریک رشت رو ایشون خریدن تمام کارگرانو با تعطیلی شرکت بیکار کردن ...  خدا بخیر کنه اگه معاون اول بشه چی میشه... آقای موسوی هم احساس خطر کردن  زمان آقای هاشمی که تورم به بیش از ۴۰ درصد رسیده بود کجا بودند ... زمان آقای خاتمی که توی گیرو دار هسته ای افتادیم و تحریم میشدیم کجا بودند .... توی کشور این همه دزدی شده بود و میشه کجا بودند بعد ۲۴ سال تازه از خواب بیدار شدند و احساس خطر کردند  آقایون طوری صحبت میکنند که انگار  گلستان بودیم حالا خرابه شدیم .... نخیر اگه گلستان بودیم و ضعیت هیچ فرقی نکرده و اگر خرابه بودیم بازم فرقی نکرده شما فکر میکنید  در سال ۷۵  و ۷۶ قیمت خونه  در شهر ما البته خونه ۲۵۰ متری ۴ میلیون بود زمان آقای خاتمی بعد ۸ سال شد ۱۰۰ میلیون  اونجا احساس خطر نکردن برای جوونای مملکت  اونایی که خونه نداشتن٬ حالا احساس خطر کردن این دروغی هست که من باور نمیکنم٬ خوب که ببینیم تمامی ۳ کاندید در مقابل  ۱ کاندیدن  چرا؟ چرا؟ و چرا؟...اگه میومدن هرکدوم  برنامه های خودشونو میگفتن برای کشور هم بهتر بود  هیچکدوم با یه برنامه درستو حسابی البته بجز آقای رضایی و احمدی نژاد که برنامه دولت رو ادامه میده٬٬٬ نیومدن  آقای موسوی ۳ ماهه دارن برنامه مینویسند آقای کروبی شاید بگن نوشتم خوب برای اجرا با این همه کارشناس میخواید بگید اون کارشناس میگه ..... این کارشناس میگه.... اینیکی  اونو میگه .... اون یکی اینو میگه ... پس خودتون چیرو میگید من میگم بایستی آقایون میومدن در مناظره ها برنامه رقیبو در مقابل خودش نقد کنند نه در پشت سرش و نه از برنامه همدیگه تعریف کننداگه واقعا احساس خطر میکنند متاسفم برای ایرانم که فقط اومدن خراب کنند تا  اون در نیاد یکی دیگه دربیاد متاسفم متاسفم و متاسف.

نوشته شده توسط سیمرغ در 5:5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 7 خرداد1388

جوون امروز ما

 به نام خدا

سلام به  شما حالتون خوبه  بقول خاله شادونه خداااروشکر(البته اگه خوبه) امروز میخام در مورد ارزشها و ضد ارزشها صحبت کنم  بزار بینم از کجا باد شروع کرد.....ممممم..... خوب همونطور که میدونید ما توی جامعه خودمون یه سری ارزشها و بقولی کارهای خوب داریم و یه سری کارهای بد  و اینکه مذاهب مخصوصا اسلام برای خوبها تشویق و برای بدهاتنبیه قایل هست... مثلا در آوردن نون حلال و حرام! ایجاد روابط غیر مشروع بین دختر و پسر !!  وجود فسادهای اخلاقی ! و.... حالا ببینید ما چه بلایی روی این بچه ها میاریم  از یه طرف به بچه هامون میگیم دزدی کار بدیه  و بدنبال نون حلال باشه تا حرام   بچه ما مخصوصا پسرا بعد تحصیلات(ابتدای ...تکمیلی)و سربازیشون  دنبال کار میگردند از یه طرف کمبود کار و از طرفی کمبود یا نداشتن سرمایه  برای ایجاد یه کار درست حسابی ٬ میگه خوب من میخام نون حلال گیر بیارم میره با هزار بدبختی یه پولی  جور میکنه میره یه چیزای گیر میاره تا سر خیابون بفروشه  بعدش بجرم سد کردن پیاده روها و معضلات اجتماعی بدام سازمان  شهرداری خیر میفته میگن باید فرقی بین تو  و کسی که مالیات میده(بازاریها) باشه  و اینکه تو داری اقتصادو بهم میریزی  حالا چیکار کنیم برای بدست آوردن تکه نانی چه کارا که نباید کرد یه مدت بیکار میگرده  بیکاری چه دردی داره  همینطور بدنبال چه کنم چه کنم ها تا یا کاری گیر میاره ثابت که احتمالا سن از ۲۹ گذشته یا با پارتی یا شانس خدایی بابا ایول یه جوون ازدست شیطون در رفت حالا اونی که هیچکدومو گیر نیاره چیکار کنه  وسوسه کار خلاف میشه(دولت ما که  حق بیکاری به کسی نمیده ) یه طوری باید زنده بمونه ٬توی اقتصاد پیچیده  نیاز به پول داری حالا اینو از کجا گیر بیاریم دیگه راه خلاف میمونه(دزدی٬ قاچاق٬ مواد فروشی٬ فیلم روی پرده سینما فروشی٬ فیلم بدبد فروشی٬ کلاهبرداری٬ گدایی و....¤) بهش ایراد میگیریم چرا تقوا نداشتی ٬ مگه برای زنده موندن٬ کسی ازاین فکرا میکنه ٬ بعدشم مشخصه زندان و زندان و شاید اعدام حالا اینو تو فساد اخلاقی ادامه میدیم ٬٬٬٬ میخام بگم ما هم ٬جولوی راه خوبو گرفتیم و هم رها بدو یعنی نه کار داریم که به جونمون بدیم و نه ازش حمایت میکنیم ونه راهنمایی٬ بعدش میخایم پاشو از آب بکشه بیرون٬ نمیشه ٬ اول باید کار ٬ تسهیلات کار ٬بیمه بیکاری و ... ایجاد کنیم بعد انتظار داشته باشیم به کار خلاف نروند! اول باید  بدنبال آسون کردن ازدواج جوونا بود  و اینکه کمکشون کرد  یا در خانواده ها  مهربونی خوش اخلاقی  عواطف و..  بدیم  تا اینکه دوام بایارند و به کار خلاف ٬ فساد اخلاقی و روابط نامشروع نشند نه اینکه بدون هیچ کمکی بخایم جوونا وارد این مقوله ها نشند ٬ اگه میگید نه یه نگاهی به دور اطرافتون بندازید  یه نگاهی هم به یاهو مسنجر و نگاهی به خیابوونای اطرف.... تنوع ارزشها و ضد ارزشهارو میبینید...  ایول چی گفتم  خوب نظر یادتون نره اگه اشتباه کردم یا نکته ای رو نگفتم شما بگید حالا یه چیز دیگه: بعدشم این اصلاح کردن معضلات اجتماعی میشه شعار انتخاباتی حالا بیاو درستش کن   ماهم بیکار خدا کنه براه خلاف نیافتیم بقول خاله شادوونه خدااااروشکر قربان شما ممنون خدا نگه دار

نوشته شده توسط سیمرغ در 11:0 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 4 خرداد1388

سلام بحث انتخاباته گفتیم ما هم یه گذری بندازیم  این چند روز  میریم آشنا بشیم با ۴ کاندید  برتر  حالا این ۴تا چرا  نشدند ۵تا و اینکه از این ۴۰۰ خورده ای  یه ۲دونه صلاحیت دارتوشون پیدا نمیشد  و بزاریم برای روز قیامت  خوب حالا میخای رای بدی یا نه به خودت مربوطه  ولی بدونیم کین بدک نیست  

میرحسین موسی خامنه (زاده ۷ مهر ۱۳۲۰ در خامنه) سیاستمدار ایرانی، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران بوده‌است. وی آخرین نخست وزیر ایران است که پس از فوت خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت و عمده فعالیت خود را در فرهنگستان هنر متمرکز کرد.[۱]وی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی (دانشگاه شهید بهشتی کنونی)در رشته معماری کارشناسی ارشد دریافت نموده و از سال ۱۳۶۳ تاکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. میر حسین موسوی در طول سال‌های حضور خود در عرصه سیاست به عنوان نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و... به فعالیت پرداخت اما از سال ۱۳۷۷ با بر عهده گرفتن ریاست فرهنگستان هنر به فعالیت در این حوزه مشغول شد.

تحصیلات

  • مطالعه معماری سنتی / تخصص هنری: اصول اربعهٔ معماری سنتی، طرح مساجد .

فعالیت‌های هنری

کارهای هنری او بخصوص در زمینه نقاشی دارای کارهای برجسته‌ای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کرده‌است، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس «نرگس عاشقان» ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.

عضویت‌ در نهادهای حکومتی

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام. اعضای این دو نهاد حکومتی را رهبر نظام جمهوری اسلامی انتخاب می‌کند.

فعالیت‌های علمی و هنری

- شرکت در یازده نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی. برای مثال، در تالار قندریز موزهٔ هنرهای معاصر، نگارخانهٔ نیاوران و...

- طراحی صحن جدید امام خمینی در حرم فاطمه معصومه در قم.

- طراحی طرح جامع دانشگاه شاهد

- طراحی گلستان شهدای اصفهان

- طراحی بنای یادبود شهید خرازی

- طراحی مجموعه فرهنگی - تجاری بین الحرمین در شیراز

- طراحی مسجد سلمان فارسی برای نهاد ریاست جمهوری

- طراحی مرکز مطالعات استراتژیک

- طراحی مجموعهٔ کانون توحید، تهران

- طراحی سازمان مرکزی آب و فاضلاب

- طراحی بنای یادبود شهدای هفتم تیر

سوابق شغلی

نوشته شده توسط سیمرغ در 12:23 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 3 خرداد1388

آسپرین داروی عجیب

به نام خدا

استیل سالیسیلیک اسید (آ اس آ)‌ (نام شناخته‌شدهٔ تجاری آن آسپیرین است) یک داروی ضد التهاب غیر استروئیدی است که معمولا به عنوان ضد درد و تب بر مورد استفاده قرار میگیرد. این دارو بدون نسخه پزشک قابل تهیه‌است.

چارلز فردریگ گرهارت در سال ۱۸۵۹ موفق به تهیه استیل سالیسیلیک اسید ناخالص شد.آسپرین یکی از پر طرفدارترین دارو ها در دنیاست . هر سال ۵۰۰۰۰ میلیون قرص آسپرین در جهان مصرف میشود. در بریتانیا هر فرد سالانه ۷۰ قرص آن را جدا یا همراه با مسکنهای دیگر ، کافیین یا ویتامین “ث” مصرف میکند . آسپرین علاوه بر خاصیت تسکین دهندگی ، تب بر و ضد التهاب هم هست ، ضمن اینکه اثرهایی نظیر ایجاد زخمهای گوارشی و جلوگیری از لخته شدن خون را نیز از خود نشان میدهد .

اما مصارف امروزه آسپرین عبارتند از :پیشگیری از بیماریهای قلبی ۳۷.۶% ورم مفاصل ۲۳.۳% سر درد ۱۳.۸% بدن درد ۱۲.۲% و دردهای دیگر ۱۴.۱% .

 کاربرد و مصارف:

۱) آسپرین در داروهای برطرف کننده سردرد (مسکن ها) استفاده می شود.

2) اسپرین در داروهایی که فقط با مجوز پزشک فروخته می شوند استفاده می شود.

3) آسپرین در تولید قرص های APC مصرف می شود.

حالا اینگلیششکم زیادیشو به بزرگی خودتون ببخشید

 

Aspirin (USAN), also known as acetylsalicylic acid (pronounced /əˌsɛtɪlsælɪˌsɪlɪk ˈæsɪd/, abbreviated ASA), is a salicylate drug, often used as an analgesic to relieve minor aches and pains, as an antipyretic to reduce fever, and as an anti-inflammatory medication.

Aspirin also has an antiplatelet, or "anti-coagulate", effect by inhibiting thromboxane prostaglandins, which under normal circumstances bind platelet molecules together to repair damaged blood vessels. This is why aspirin is used in long-term, low doses to prevent heart attacks, strokes, and blood clot formation in people at high risk for developing blood clots.[1] It has also been established that low doses of aspirin may be given immediately after a heart attack to reduce the risk of another heart attack or of the death of cardiac tissue.[2][3]

نوشته شده توسط سیمرغ در 2:4 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •