تبليغاتX
سیمرغ

یکشنبه 25 مرداد1388

یه چیز تو این مملکت نیست او چیه

به نام خدا

سلام  این یک واقعیته از دنیای ما به نظر شما اینطور نیست به نظرم یه چیز تو این مملکت نیست او چیه خدا میدونه ولی مهم نیست امام زمان بیاد میفهمیم چی بوده؟!!؟ بچه ها؟ 

امروز یکشنبه ساعت حدود ۱۱: خب  اختلاف حساب ۱۷۰۰۰ تومن میشه  میبرید؟

خریدار:آره اگه لطف کنید کمتر حساب کنید یکم بیشتر تخفیف بدید!

فروشنده :چشم!!!!!!........ شما ۱۴۰۰۰ بدید !

ـــ ممنون     

ـــ فاکتورشو بنویسم ؟

ـــ بله لطف کنید (پولو میشماره میذاره سره میز و ناخداگاه  آه میکشه و میگه)

قدرت خرید مردم روز بروز کم میشه  نمیدونیم چطور شبو بروز برسونیم !

ــآره قدرت کمتر شده اونم  ما که تو بازاریم برامون ملموستره اصلا خبری از مشتری نیست مردم میان میفروشند تا یه پولی گیرشون بیاد یا برن مسافرت یا غذا بخرند بعضی هم میفروشند تا بتونن کرایه خونشونو بدن دلیلشم  تورمه!! اومدن حقوقارو زیاد کردن پول تو دست مردم زیاد شد بجای  ارزشزا بشه رفت تو مصرف اونوقتم تقاضا زیاد تولید کم نتیجش گرونی میشه مردمم نمیتونن بخرن!!!!!!!!

ـــ یعنی  این مدیرا نمیفهمند متوجه این چیزا هستند؟

ـــ  ای بابا تو این مملکت  مدیر پیدا نمیشه اگه مدیر بود  وضعمون اینطوری نبود هرکی بفکر جیبشه  اگه هم نباشه با یه گل بهار نمیشه ! ما یه دوست داشتیم میگفت مدیر باید کل نگر باشه نه جز نگر مثلا جز نگریش زیاد کردن حقوقاست کل نگریش آخرت عاقبت این کاره!

ــــ خدا کمک کنه بازم خدارو شکر آقا خیلی ممنون دست شما درد نکنه!

ـــ خواهش میکنم موفق باشی

ــــــــــ خداحافظ                 ـــــــــــــ خداحافظ

 

خوب بچه ها بنظر شما چی تو این مملکت کمه چی زیاد!!

بنظر من تو این مملکت اگه پاسخگوی باشه همچی سرجاش نباشه سر جاش میاد لازم میشه که بیاد

مگه نه ؟؟؟؟ نظرتونو بزارین چه درست چه غلط بزارین  اگه یه روز   رییس سازمان ملل شدیم اجراشون کنیم

            

                                                       

نوشته شده توسط سیمرغ در 1:41 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 18 تیر1388

تبعیض

به نام خدا

سلام اونجا آبو هوا چطوره برفیه یا آفتابی  نکنه گردوخاکه آره دیگه !!!! چندین باره ما گردوخاکارو میخوریم هیچکی یادش نبوده هوای گردوخاکی هم داریم  میدونی یعنی چی !!!؟؟؟؟ !!!! آقا تبعیض!!! تبعیض!!! بازم تبعیض!!! استانایی که من حداقل یادم طی سال چندینو چند بار با هوای گردوخاکی مواجه شدند  مثل خوزستان ایلام و... تو این مملکت یکی صداش در نیومد یکی  آخ نگفت.... شبکه خبر در باره این پدیده سمینار  یا جلسه با کارشناسی نگذاشت چه برسه به شبکه های دیگه  فکر میکردند تو بهشتیم  آقای دکترم توفکر نبود ...مشاورشم نبود...همون که رئیس سازمان محیط زیسته... چه کنیم دیگه.... آره ما هم مثله آفریقا درسته ثروتمندیم کل بودجه کشورو ما پولشو جور میکنیم ولی مارو اینطوری نگاه نکنید کل پول ما صرف این تهرانیا میشه  کل کلش بدون هیچ تعارفی چندین سال میخان تو شوشتر یه پل بزنند  موقعی که ما دانشگاه قبول شدیم هنوز داشتند ورمیرفتند میزدند ...وقتی فارغ التحصیل شدیم باز داشتن ورمیرفتند   هنوز که ۲ ساله درسمون تموم شده میبینم هنوز دارن ور میرن بهش بعد حداقل ۱۰سال هنوز پل فکستنی تموم نشده که هیچ هنوز اول راهه حالا این گردوغبار رسیده تهران کل مملکت تعطیل شده   تا گردو خاک اینجا بود آب از آب تکون نخورد حالاکه رفته تو تهران تعطیل میکنند ماسک مجانی میدن اکسیجنننن میدنغبارما تموم شده حالا یادشون امده ااا شهرای دیگه هم اینجوری بودن خانم رفته عراق  تفاهم نامه امضا کنن ای کوفت چقدر مسخرست نهههههههههه!!!!!!!ببین تبعض چقدره خون تهرانیای از ما خوزستانیا رنگین تره ااا کوفتتون بشه این همه پولی که از نفت ما ورمیدارید وقتی بفکر ما نیستید جیز بگیرید البته اونای که بفکر دیگران نیستند بلانسبت آدما!!! همه شهرستانیا گوش کنند این بلایه که دیر یازود سر شماها هم میاد  اگر هرجای که غیر تهران زندگی میکنید کلاتون پس معرکست !! اونوقت میگن چرا تهران این همه مهاجر داره چرا جمعیت زیاده چرا ؟ بیان کنفرانس بزاریم ؟ بیایم سمینار بزاریم جمع کنید اینارو این همه مسئله سادرو برای چی پیچ میدید هااااا؟؟؟؟؟ اسم خودشونم گذاشتن مدیر

نوشته شده توسط سیمرغ در 0:31 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1 تیر1388

ارزش ضد ارزش

به نام خدا 

تو این بازار انتخابات مثل همه بازارا وقتی به دنبال جنسی میگشتی که نیاز خودت و مملکتتو برآورده کنه وزیر بار زور هم  نره یه خورده سخت بود ... پر از تبلیغات گاهی مثل بازارهای روز گاهی بدترین جنس بعنوان بهترین جنس نمایشمیدادن البته اونای که میدونستند دنبال چی بگردند و یکسری ارزش یا یکسری هدف براشون مهم بود و بدنبال برنامه های کاندیدا برای اهداف خاص مملکتیشون بودن میفهمیدن که چی یا کی رو انتخاب کنند  بهر حال رفتندو رای دادند تموم شد ... حالا بعضی ها متوجه میشن  جنسیرو که پسند کردن خوب بوده یا نه... میفهمند آیا بقولی کلاه رفت سرشون یا نه  مثل همه کالا هایی که در بازار میخریم بعد خریدن متوجه خوبی یا بدی اون میشیم و  بدنبال پس دادن جنسمون راه میافتیم یا اینکه دیگه نزاریم کلاه بره سرمون  به موسوی رای دادی یاوبلاگ  احمدی نژاد یا شایدهم به سردار جنگ رضایی یا شیخ اصلاحات کروبی  یا اصلا رای ندادی یا سفید انداختی مهم اینه اونای که رایشون افتخار میکنن خوب مرحبا اونای که احساس بدی دارن نباید بزارن برای دوره بعد این احساس بهشون چیره بشه یخورده فکر بیشتر بکنن اونای که رای ندادن به پیشنهاد من باید رای بدن چون مملکت ما نیاز به اجنبی نداره... اگه سیستم مورد پذیرش نیست ولی بدنبال اصلاحات میگردن(الته نه حزب اصلاحات) باید رای بدید چون کشورای مثل اینگلند که خودشونو کشور دوموکراتیک میدونن بعد ۱۵۰ سال به اینجا  رسیدن البته بلا نسبت دموکراسی که اونا بخان برای ما انجام بدن البته بهترین رای راییه که ما با انتخاب خودمون برای مملکت و آیندگانمون انجام میدیم نه به پیشنهاد یکسری اجنبی ازخدا بیخبر و ..... ولی خوب تمومه ایران دیگه منتظر یاوه گویی اونا نیست یعنی نباید باشهما نباید بزاریم

نوشته شده توسط سیمرغ در 11:55 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 21 خرداد1388

به نام خدا

یه سوال آقای موسوی... برای فرهنگی که بارها مورد تبلیغات ریاست جمهوری بوده ....... شما بعنوان رییس فرهنگسرا چه کارهایی برای ترمیم فرهنگ برای برگرداندن فرهنگ ایرانی چه کرده اید برای فرهنگ ایران؟؟؟؟؟  چه کار درخشانی کرده اید لطفا بگویید؟

نوشته شده توسط سیمرغ در 0:38 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 18 خرداد1388

بحث مناظره

بنام خدای خوب من  و سلام

بحث مناظره و انتخاباته میخام بگم من تا حالا اینقدر بقولی دزد ندیدم فکر میکردم شایعه هست ولی انگار واقعییته  خوب حالا آقای کروبی هم شورشو در آورده  میخواد کرباسچی رو بذاره معاون اول یعنی بعد ریاست جمهوری این آقای کرباسچی هست که به فکر مردمه آخههههههه میخاد تصمیم بگیره کار ایجاد کنه ٬ تصمیم بگیره کارخونه ایجاد کنه ٬ تصمیم بگیره سیاست گذاری کنه.... البته  شاید برای جیب آینده خودش البته اگر همونجا به فکر جیبش نباشه ...نمیدونم میگن شرکت الکتریک رشت رو ایشون خریدن تمام کارگرانو با تعطیلی شرکت بیکار کردن ...  خدا بخیر کنه اگه معاون اول بشه چی میشه... آقای موسوی هم احساس خطر کردن  زمان آقای هاشمی که تورم به بیش از ۴۰ درصد رسیده بود کجا بودند ... زمان آقای خاتمی که توی گیرو دار هسته ای افتادیم و تحریم میشدیم کجا بودند .... توی کشور این همه دزدی شده بود و میشه کجا بودند بعد ۲۴ سال تازه از خواب بیدار شدند و احساس خطر کردند  آقایون طوری صحبت میکنند که انگار  گلستان بودیم حالا خرابه شدیم .... نخیر اگه گلستان بودیم و ضعیت هیچ فرقی نکرده و اگر خرابه بودیم بازم فرقی نکرده شما فکر میکنید  در سال ۷۵  و ۷۶ قیمت خونه  در شهر ما البته خونه ۲۵۰ متری ۴ میلیون بود زمان آقای خاتمی بعد ۸ سال شد ۱۰۰ میلیون  اونجا احساس خطر نکردن برای جوونای مملکت  اونایی که خونه نداشتن٬ حالا احساس خطر کردن این دروغی هست که من باور نمیکنم٬ خوب که ببینیم تمامی ۳ کاندید در مقابل  ۱ کاندیدن  چرا؟ چرا؟ و چرا؟...اگه میومدن هرکدوم  برنامه های خودشونو میگفتن برای کشور هم بهتر بود  هیچکدوم با یه برنامه درستو حسابی البته بجز آقای رضایی و احمدی نژاد که برنامه دولت رو ادامه میده٬٬٬ نیومدن  آقای موسوی ۳ ماهه دارن برنامه مینویسند آقای کروبی شاید بگن نوشتم خوب برای اجرا با این همه کارشناس میخواید بگید اون کارشناس میگه ..... این کارشناس میگه.... اینیکی  اونو میگه .... اون یکی اینو میگه ... پس خودتون چیرو میگید من میگم بایستی آقایون میومدن در مناظره ها برنامه رقیبو در مقابل خودش نقد کنند نه در پشت سرش و نه از برنامه همدیگه تعریف کننداگه واقعا احساس خطر میکنند متاسفم برای ایرانم که فقط اومدن خراب کنند تا  اون در نیاد یکی دیگه دربیاد متاسفم متاسفم و متاسف.

نوشته شده توسط سیمرغ در 5:5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 7 خرداد1388

جوون امروز ما

 به نام خدا

سلام به  شما حالتون خوبه  بقول خاله شادونه خداااروشکر(البته اگه خوبه) امروز میخام در مورد ارزشها و ضد ارزشها صحبت کنم  بزار بینم از کجا باد شروع کرد.....ممممم..... خوب همونطور که میدونید ما توی جامعه خودمون یه سری ارزشها و بقولی کارهای خوب داریم و یه سری کارهای بد  و اینکه مذاهب مخصوصا اسلام برای خوبها تشویق و برای بدهاتنبیه قایل هست... مثلا در آوردن نون حلال و حرام! ایجاد روابط غیر مشروع بین دختر و پسر !!  وجود فسادهای اخلاقی ! و.... حالا ببینید ما چه بلایی روی این بچه ها میاریم  از یه طرف به بچه هامون میگیم دزدی کار بدیه  و بدنبال نون حلال باشه تا حرام   بچه ما مخصوصا پسرا بعد تحصیلات(ابتدای ...تکمیلی)و سربازیشون  دنبال کار میگردند از یه طرف کمبود کار و از طرفی کمبود یا نداشتن سرمایه  برای ایجاد یه کار درست حسابی ٬ میگه خوب من میخام نون حلال گیر بیارم میره با هزار بدبختی یه پولی  جور میکنه میره یه چیزای گیر میاره تا سر خیابون بفروشه  بعدش بجرم سد کردن پیاده روها و معضلات اجتماعی بدام سازمان  شهرداری خیر میفته میگن باید فرقی بین تو  و کسی که مالیات میده(بازاریها) باشه  و اینکه تو داری اقتصادو بهم میریزی  حالا چیکار کنیم برای بدست آوردن تکه نانی چه کارا که نباید کرد یه مدت بیکار میگرده  بیکاری چه دردی داره  همینطور بدنبال چه کنم چه کنم ها تا یا کاری گیر میاره ثابت که احتمالا سن از ۲۹ گذشته یا با پارتی یا شانس خدایی بابا ایول یه جوون ازدست شیطون در رفت حالا اونی که هیچکدومو گیر نیاره چیکار کنه  وسوسه کار خلاف میشه(دولت ما که  حق بیکاری به کسی نمیده ) یه طوری باید زنده بمونه ٬توی اقتصاد پیچیده  نیاز به پول داری حالا اینو از کجا گیر بیاریم دیگه راه خلاف میمونه(دزدی٬ قاچاق٬ مواد فروشی٬ فیلم روی پرده سینما فروشی٬ فیلم بدبد فروشی٬ کلاهبرداری٬ گدایی و....¤) بهش ایراد میگیریم چرا تقوا نداشتی ٬ مگه برای زنده موندن٬ کسی ازاین فکرا میکنه ٬ بعدشم مشخصه زندان و زندان و شاید اعدام حالا اینو تو فساد اخلاقی ادامه میدیم ٬٬٬٬ میخام بگم ما هم ٬جولوی راه خوبو گرفتیم و هم رها بدو یعنی نه کار داریم که به جونمون بدیم و نه ازش حمایت میکنیم ونه راهنمایی٬ بعدش میخایم پاشو از آب بکشه بیرون٬ نمیشه ٬ اول باید کار ٬ تسهیلات کار ٬بیمه بیکاری و ... ایجاد کنیم بعد انتظار داشته باشیم به کار خلاف نروند! اول باید  بدنبال آسون کردن ازدواج جوونا بود  و اینکه کمکشون کرد  یا در خانواده ها  مهربونی خوش اخلاقی  عواطف و..  بدیم  تا اینکه دوام بایارند و به کار خلاف ٬ فساد اخلاقی و روابط نامشروع نشند نه اینکه بدون هیچ کمکی بخایم جوونا وارد این مقوله ها نشند ٬ اگه میگید نه یه نگاهی به دور اطرافتون بندازید  یه نگاهی هم به یاهو مسنجر و نگاهی به خیابوونای اطرف.... تنوع ارزشها و ضد ارزشهارو میبینید...  ایول چی گفتم  خوب نظر یادتون نره اگه اشتباه کردم یا نکته ای رو نگفتم شما بگید حالا یه چیز دیگه: بعدشم این اصلاح کردن معضلات اجتماعی میشه شعار انتخاباتی حالا بیاو درستش کن   ماهم بیکار خدا کنه براه خلاف نیافتیم بقول خاله شادوونه خدااااروشکر قربان شما ممنون خدا نگه دار

نوشته شده توسط سیمرغ در 11:0 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 28 اردیبهشت1388

سلام نظر تون چیه !!!!!!!!!!!!

به نام خدای خوب ما

بچه ها سلام  از تمامی شما ممنون که اومدید سر زدید به ما و نظر دادید بسیار ممنون درسته یه ۲ ماهی نبودم  جونم براتون بگه یه سری امتحان استخدامی داشتیم و یه مصاحبه  که گیر اینا بودم بدشم کنکور کارشناسی ارشد ٬سرم حسابی شلوغ پلوغ بود تو این مملکت ما هم برای دانشگاه رفتن باید کنکور بدی هم برای پیدا کردن شغل ‌٬ حالا اینا به کنار  ما رفتیم امتحان استخدامی  پتروشیمی رو دادیم تو امتحانشم قبول شدیم ٬به ما گفتن مدارکو تحویل بدید٬ مدارکم تحویلشون دادیم طرف میگفت عجب معدلی  بالاست خیلی خوبه مار میگی گفتیم دیگه نونمون تو روغنه   چشمتون روز بد نبینه میبینیم ازاونجا که تو مصاحبه بایستی شرکت میکردیم هنوز تو مصاحبه نرفته خطمون زدن هرکی رو میگم جا میخوره ٬ اینه دیگه٬ مملکت ما نمیدونم رو چی میچرخه یکی نیست بهشون بگه نامردا لااقل میذاشتید مصاحبه کنیم بد خط میزدید  تا اینقدر سه نشه عجیبا غریبا !!!!!!  اینم بگم که مدارکم از همه کامل بوده تنها بدبختی ما نداشتن تجربه کاری بوده البته ~داشتیم که بدون تجربه تو مصاحبه قبول شدن حالا این تجربه رو باید از کجا کش برم خدا میدونه ٬ خوب دیگه خسته نکنم ما بریم دنبال تجربه بگردیم ارزونترینشونو گیر بیاریم   شما چی فکر میکنید مشکل کجاس؟ مطلب بدی درمورد آسپرینه هم فارسی هم اینگلیش یکم باید زبانمونو قوی کنیم ٬ مگه نه!؟

نوشته شده توسط سیمرغ در 10:7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 5 دی1387

کو گوش شنوا

به نام او که نامش هستی بخش خلق است 

                                              

اول خدای را باید شناخت ، که اوست دهنده ی بی منّت و اگر همه بستانند او بدهد و چون او بدهد کسی نتواند بستاند ، اورا نگاهدار تا تو را نگاهدارد؛ منّت بدار و منّت مَنِه ، بی منّت رابه خود راه مده، نان با هرکس  مخور و نان به هرکس بده.  دل پاک دار تا به مراد برسی و با مردم فرومایه منشین، بدترین عیب بسیار گفتن را دان ،  بیاموز و بیاموزان ، علم اگرچه دور باشد بطلب .

از اوخواه که دارد و می خواهد که بخواهی، از او مخواه که ندارد و می ترسد که از او بخواهی.

 

نوشته شده توسط سیمرغ در 11:42 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1 آبان1387

سرنوشت را باید از سر نوشت

به نام خدا

سلام بر شما بچه های بامرام

امروز میخوام در مورد سر نوشت یه چیزایی بنویسیم.

بعضیا فکر میکنندکه سرنوشت انسان بقولی روی پیشونی آدمها نوشته شدهخوب اگه اینطور باشه دیگه اختیار انسان معنی نداره همش میشه جبر ،بعدشم انسان میشه یه آدم آهنی برنامه ریزی شده اونوقت یکی باید بشه مهندس یکی باید بشه رئیس یکی باید بشه پلیس و درمقابل دزدی هم باید باشه تا پلیس بیکار نمونه پس یکی هم باید حتما حتما بشه دزداونوقت ببین چه ولوشویی میشه دنیای ما؛فرض کن روز حساب میرسه بعد بهت میگن اوه اوه چقدر کار بد بد انجام دادی میگه من که اختیاری نداشتم تو تقدیرم این بود بعد یکی دیگه میاد بهش میگن اووو وه تو چقدر کار خوب انجام دادی  این یکی میگه مرسی همش ماله خودمه هیچکس کمکم نکرده(مثله این دانش آموزاو دانشجوها)خوب دیگه معلومه طبق قرار بده باید بره دوزخ خوبه باید بره جنت(نام دیگر بهشت ).

 اونوقت میدونی اینو چی میگن؛ بهش میگن ضلم ؛ولی ظلم که جایگاهی در نزد خدا نداره؟ پس چی؟ غافل از اینکه این نظریه ازپایه غلطهپس واقعیت چه میتونه باشه؟

واقعیت:زندگی مثله یک معادله میمونه همونطور که میدونید معادله هم دو طرف مساوی داره. این معادله مسلما دارای دارای دو عامل ثابت و متغیر داره ، حالا اگر ما بجای اون متغیرها اعداد دیگه ای بزاریم اون طرف مساوی هم تغییر میکنه.

تفاوت معدله زندگی با معادله  در ریاضی اینه که در ریاضیات اعداد در متغیرها گذاشته میشن ولی در معادله ی زندگی این اعمال (خوب یا بد) ما هستند که بجای متغیرها قرار میگیرن تا تساوی برقرار بشه. پس اعمال خوب و بد ما،وبطور کلی فعالیت ما هستند که آینده مارو میسازند . پس آینده ما در دست خود ما هستش و ما هستیم که اونرو برای خودمون میسازیم . گاهی ممکنه که فکر کنیم که نتیجه با فعالیت ما نخونه که اونو باید در فعالیتهای پیشین خودمان و اطرافیانمان حتی خانواده بگردیم. شاید این ضرب المثل رو شنیدید که میگن آتیش تر و خشک رو باهم میسوزونه پس خیلی خیلی باید حواسمون به اعمالمون باشه و  حتی اعمال اطرافیان رو نسبت به خودمون و اینو بدونیم که اگه توی معادله اشتباه کردیم میتونیم اونوپاک کنیم و از نو بنویسیم.  ولی اگه علامت مساوی رو بزاریم یعنی منتظر جواب بشینیم اینجاست که معاله جواب خودشو میده حالا یا  به نفع ما و یا به ضرره ما و این بستگی به خودمون داره که چی توی معادله میزاریم و بدونیم که هرچی بکاریم همونو درو میکنیم       گندم ز گندم بروید جو ز جو 

                                                                 موفق باشید و خدا همیشه یارویاورتون(محمد موذن)

نوشته شده توسط سیمرغ در 8:8 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 9 شهریور1387

نظریه آشوب

وقتی من این عکس دیدم  هرچه بیشتر بهش نگاه میکردم بیشتر جذبش میشدم  نمیدونم چرا ولی فکر کنم دلیلش به نظریه آشوب برمیگرده نگاه کنید چقدر زیباست.

مطالعه در مورد این مبحث در حقیقت از مطالعات هواشناسی شروع شد.چندی از دانشمندان هواشناسی مشغول مطالعه در مورد شرایط جوی و تاثیر موارد مختلف بر هوای جهان و منطقه داشتند.آنان به مدت دو سال مشغول مطالعه هوای یک منطقه خاص دارای آب و هوای نسبتا بی تغییر و کاملا معتدل بودند و تمامی تغییرات را ثبت می کردند.یک دستگاه ثبت نمودار تغییرات جوی هر روز راس ساعت شش صبح روشن می شد و نمودار تغییرات را تا شش بعد از ظهر ثبت می کرد.اما در پاییز سال دوم ناگهان نمودار این تغییرات به طرز عجیبی عوض شد.یعنی نموداری مغشوش به ثبت رسید که نشانه بروز تغییرات شدید جوی بود،اما آن چه به چشم دیده می شد هیچ تغییری مشاهده نمی کرد.دانشمندان شروع به مطالعه در این مورد کردند تا دلیل این تغییر را دریابند اما متوجه هیچ چیز نشدند.پس از پاییز همه چیز دوباره عادی شد.این امر آنان را بر آن داشت تا یک سال دیگر مطالعات خود را در آن محل ادامه دهند.در پاییز سال بعد آنها همه چیز را تحت نظر داشتند.در این سال نتیجه مشاهدات خود را پیدا کردند.در نزدیکی آن محل دریاچه ای بود که گروهی از پرندگان مهاجر در پاییز به آنجا می رفتند.آن چه باعث تغییر شدید در نمودار می شد همین پرندگان بودند.پرواز دسته جمعی این پرندگان باعث می شد تا حرکت بال های آنان فشاری بر جو بیاورد و این فشار به مولکول های کناری هوا منتقل می شد و نهایتا به سنسور ثبت نمودار دستگاه می رسید.یکی از دانشمندان کنجکاو در پی آن شد که متوجه شود اگر این پرندگان آنجا نبودند چه می شد.وی با استفاده از یک برنامه کامپیوتری موقعیت منطقه را شبیه سازی کرد و برنامه را یکبار با حضور پرندگان و یکبار بدون حضور آنان اجرا کرد.هنگامی که پرندگان وجود داشتند کامپیوتر شرایط را دقیقا همان طور که در واقعیت بود نشان داد.اما بدون حضور پرندگان طوفانی بزرگ در منطقه شکل می گرفت که باعث تخریب تقریبا 12 هکتار از آن منطقه می شد.در حقیقت پر زدن آن پرندگان باعث می شد که شرایط شکل گیری این طوفان پیش نیایند...
پس از مطالعات جدی تر و عمیق تر و شبیه سازی جو جهان آنان به نتیجه ای رسیدند که مهم ترین شعار نظریه آشوب نام گرفت: پروانه ای در آفریقا بال می زند و گردبادی در آمریکای جنوبی شکل می گیرد.

فشاری که بال زدن آن پروانه بر اتمسفر می آورد شاید بسیار ناچیز باشد، اما فرایند تشدید باعث می شود که این فشار ناچیز و اندک به مرور و پس از طی مسافتی تبدیل به یک طوفان عظیم شود.

منبع: http://www.academist.ir/forum/showthread.php?tid=778

نوشته شده توسط سیمرغ در 1:14 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 30 مرداد1387

داروخانه پروردگار

سلام بر برو بچ حال شما؟

الحمدالله که خوبه؟

این  ایمیلی است از خانم مونا کربلایی  که لطف کردن برای ما فرستادن من که بقولی  چشمام ۴تاشد شماهم اینو بخونید ۴تا که نه ۶ تا میشه. لینکرو به صورت کامل میزارم تا شماهم از اون بهرهمند شید.

                                                                  قربان شما (محمد موذن)

داروخانه پروردگار

این لینک جالب چند بار برای من ارسال شده و گفتم که بد نیست که اونو ترجمه کنم.البته رفتم و راجع بهش یکم تحقیقیدم و جالب اینجا بود که یه آقای دکتری به نام Dr. Fuhrman  گفتند که این فقط  یه تشبیه هستش و تمام این مواد غذایی برای کل بدن مفید هستن نه عضو خاصی در هر حال چون دیدم کامنت راجع بهش زیاد بود و اکثرا استقبال کرده بودن گفتم پست امروز رو اختصاص بدم به این مطلب.

 


هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است..مردمک و عنبیه و خط نوری که به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد.تحقیقات نشان میدهد که مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در  عملکرد چشم میشود.
 

برای خوندن کامل مطلب برید به ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیمرغ در 1:32 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 27 مرداد1387

تکنولوژی

سلام

این تصویر یک چراغ راهنمایه که برای اولین بار فکر کنم تو کره اجرا شده

به نظر شما تکنولوژی چه تاثیری روی فرهنگ و  مدیریت ترافیک داره؟ آیا اگر این تکنولوژی در ایران باشه میتونه روی فرهنگ رانندگی ما  موثر باشه ؟  به نظر شما اثرش مثبته یا منفی؟

نوشته شده توسط سیمرغ در 0:45 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 16 مرداد1387

چگونه مقاله بنویسیم؟

بچه ها سلام داشتم توی سایتهای مختلف مدیریتی جست و جو میکردم که به این مطلب بر خوردم دیدم بد نیست که شما هم از این مطلب بهره مند بشین.

 

 

ويژگی‌های يک مقاله برای انتشار در نشريات علمی - پژوهشی

 محمد مهدی سپهری 
 مقدمه: در اين نوشته به ويـژگی‌هـای کلّی يک مقاله علمی - پژوهشی برای انتشــار در نشرياتـی که مقـالات آنها مـورد داوری قرار می‌گيرند (Refereed Journals) پرداخته شده است. اين نشريات يا مجلّه‌ها پس از دريافت مقاله آن را برای داوری نزد سه يا چند نفر از داوران که به موضوع مورد بحث مقاله آشنايی دارند ارسال می‌دارند. پس از دريافت نظرات و پيشنهادات داوران، در صورتی که مقاله قابلّيت انتشار داشته باشد، نشريه مقاله مورد بحث را منتشر می‌نمايد. چارچوب‌های آورده شده در اين نوشته نيز می‌تواند برای مقاله‌های ارسالی برای همايش‌های علمی که مقالات آنها داوری می‌شوند مورد توجّه قرارگيرد.

برای خواندن این مطلب باید برید به این لینک

http://www.mydocument.ir/main/index.php?article=9   

یا

http://www.modares.ac.ir/eng/sepehri/sub/cpprj.htm

نوشته شده توسط سیمرغ در 1:10 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 28 تیر1387

 

                                              

سلام امروز داشتمبه مناسبت وفات حضرت زینب دنبال مطلب میگشتم تا اینکه به کتاب انسان کامل اثر استاد مطهری رسیدم بخشیرو پیداکردم صفحه۲۶۸ گفتم شاید بد نباشه که خلاصه از اون رو براتون بیارم :                                                                                                                                    حق گرفتنی است یا دادنی؟ 

فرنگیها میگویند حق گرفتنی است . بعضی مکتبها حق را دادنی میدانند. یعنی آن حقی را که ظالم گرفته است باید پس دهد. اگر نداد دیگر نداده است چون حق دادنی ست نه گرفتنی. مسیحیت براین اساس درست شده که: به ظالم میگوییم حق را به تو بذهد تو کاری نداشته باش.از نظر اینها حق دادنی ست.یک عده میگویند حق گرفتنی ست . مگر ممکن است انسانی که حق را خورده بیاید و به شکلی آنرا پس بدهد؟

از نظر اسلام حق هم گرفتنی است و هم دادنی .اسلام آن کسی را که حق را ربوده با تعلیم وتربیت آماده پس دادن میکندو البته به آن کسی که حقش ربوده شده میگوید حق گرفتنی است و تو هم باید سعی کنی و حقت را بگیری.

امام علی در نامه معروف خود به مالک اشتر از قول پیامبر نقل میکندو میفرماید :

«هیچ امت و قومی به مقام ترقی و تقدس نمیرسد مگر آنکه قبلا  ضعیف در مقابل قوی بایستد و حقخود را مطالبه کند بدون آنکه زبانش به لکنتی بیفتد.‌»جامعه ای که در آن ضعفا آنقدر ضعیف النفس باشند که نتوانند حقوق خود را مطالبه کنند یک جامعه اسلامی نیست.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حال با این وصف باید فکر کنیم در جامعه ما آیا این نکته وجود دارد آیا ضعفا آنقدر قدرت دارند تا در مقابل ظالم بایستند یا نه؟......................

نوشته شده توسط سیمرغ در 5:58 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 15 تیر1387

 

مداد رنگیها مشغول بودند....... بجز مداد سفید......هیچکس به او کار نمیداد......همه میگفتند: تو به هیچ دردی نمیخوری.... یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند.... مداد سفید تا صبح کار کرد.... ماه کشید... مهتاب کشید...وآنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچکتر شد.... صبح توی جعبه مداد رنگی ها....جای خالی او.....با هیچ رنگی پر نشد.

شرح: توی دنیای ما هستند آدمایی که خودشون رو کوچیک میبینند یا بدون استفاده یا اینکه بهشون تلقین شده که از نظر هوشی پایین یا تنبل هستند یا از دید گاه سازمانی مدیرای زیادی وجود دارند اووووووووو کی میتونه با این شرکت رقابت کنه و...........

ولی وقتی  به این داستان نگاه میکنیم میبینیم که یه مداد سفید چطور بر ضعفش غلبه میکنه و نقطه های قوتشرو چطور پیدا میکنه در واقع  بخواهیم از لحاظ مدیریتی بگیم  تهدید رو به فرصت تبدیل میکنه . شاید بنظر برسه که این یه داستانه ولی میتونه واقعییت داشته باشه مثلا  انیشتین تو درس ریاضی ضعیف و متنفر بود  ولی میبینید چطور  به یکی از بزرگترین دانشمندان فزیک نوین تبدیل میشه و اگه بگید ریاضی به فیزیک ربطی نداره  اشتباه بزرگی رو مرتکب شدید و .... که با یکم مطالعه میتونید این گونه اشخاص یا سازمانهارو پیدا کنید.

نوشته شده توسط سیمرغ در 0:36 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 7 خرداد1387

به نظر شما ...

به نظر شما این تصویر چی میگه؟؟؟
نوشته شده توسط سیمرغ در 0:44 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 6 خرداد1387

نه و آری

«نه و آری » نسنجیده و بی منطق هردو یکسان و زیان آورند. و اگر مجاهدتی برای هم عقیده ساختن دیگران با خود نکنید مشکل بتوانیدعضویت در سازمان متبوع را ادامه دهید چه رسد به آنکه در مقام ریاست باقی بمانید. 

نوشته شده توسط سیمرغ در 2:6 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •